السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
274
تفسير الميزان ( فارسي )
حاصل مىشود ، حالا يا بطور مطلق اراده كند و يا با شرايط خاصى . مثل اينكه روح را براى كودكى غير مراهق آن هم در آينه احضار نمايد . برگشت روايتى هم كه نقل شد كه ، نزد رسول اللَّه ( ص ) صحبت شد كه بعضى از ياران عيسى ( ع ) روى آب راه مىرفتهاند حضرت فرمود : اگر يقين آنها بيشتر بود روى هوا هم راه مىرفتند « 1 » ، به همين معنا است ، چون همان طورى كه ملاحظه مىكنيد روايت اشاره مىكند به اينكه اين گونه امور خارق عادت داير مدار يقين به خداى سبحان و مستقل در تاثير ندانستن اسباب عادى و مادى است . بنا بر اين ، ركون و اعتماد قدرت مطلقه الهى به هر درجه كه در انسان بالغ شود به همان اندازه اشيا برايش رام و منقاد مىشوند : ( دقت بفرماييد ) . جامعترين كلام در باره اين بحث همان فرمايش امام صادق ( ع ) است كه فرمود : هيچ بدنى از عملى كه نيت در آن قوى باشد ناتوان نشد « 2 » . و نيز در حديثى كه به تواتر نقل شده فرمود : اعمال به نيتها بستگى دارند « 3 » . پس روشن شد كه آثار دينى ، اعمال و عبادات و همچنين آثار رياضتها و مجاهدات چنان است كه بين آنها و بين نفس انسانى روابط معنوى و باطنى بر قرار شده و در حقيقت اشتغال به آن عبادات و رياضات به هر مقدار كه باشد اشتغال به امر نفس است ، و اگر كسى گمان كند كه آثار اخروى اين عمل مانند روح و ريحان و جنت و نعيم و يا آثار غريبه دنيويشان كه هيچيك از اسباب طبيعى نمىتواند آن آثار را نتيجه دهد مانند تصرف در ادراكات نفوس و در انواع ارادات آنها و تحريكات بىمحرك و همچنين اطلاع بر ما فى الضمير و حوادث آينده و اتصال به روحانيات و ارواح و امثال اينها از امور غريبه تنها اثر اعمال و رياضات هستند نه از آثار نفس ، و خلاصه چنين پندارد كه اين رابطه سببى و مسببى رابطه ايست بين اسكلت ظاهرى اعمال مزبور و نتايج مذكور ، نه اينكه از آثار و شؤون باطنى نفس باشد ، و يا خيال كند كه حتى بين اين آثار غريبه و بين عمل هم رابطه اى نيست بلكه بدون هيچ رابطه و تصرف ، اتفاق اين آثار دنبال آن اعمال موجود مىشود ، يا صرفا به اراده پروردگار و بدون اينكه اثر خاص اين اعمال باشد ، دنبال آن اعمال موجود مىشود ، چنين كسى در حقيقت خود را گول زده است . 6 - در اينجا لازم است اين نكته را خاطر نشان سازيم كه مبادا خواننده عزيز از مطالب
--> ( 1 ، 2 ) بحار الانوار ج 70 ص 210 - 212 و ص 205 ح 14 . ( 3 ) سفينة البحار ج 2 ص 743 .